ترجمه "tilfelle" به فارسی
شاهد, لحظه, مثال بهترین ترجمه های "tilfelle" به فارسی هستند.
tilfelle
-
شاهد
noun neuterI noen tilfeller ble de sett av tusener, ja kanskje millioner, av iakttakere.
هزاران نفر بارها شاهد معجزات بودهاند، حتی در مواردی شاید میلیونها نفر.
-
لحظه
noun neuterBest å komme med regningen i tilfelle razzia.
بهتره الان صورتحساب بياري هر لحظه ممکنه کافه به هم بريزه.
-
مثال
noun neuterI dette tilfellet er det å balansere et glass enkelt.
در این مثال، حمل کردن یک لیوان آب ساده است.
-
ترجمه های کمتر
- مثل
- مورد
- وقایع اتفاقی
- وهله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tilfelle " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "tilfelle" با ترجمه به فارسی
-
در صورت · در صورتی که
اضافه کردن مثال
اضافه کردن