ترجمه "vaktel" به فارسی

بلدرچین, کرک, بدبده بهترین ترجمه های "vaktel" به فارسی هستند.

vaktel دستور زبان
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بلدرچین

    noun

    Begge de gangene israelittene fikk vaktler å spise, var om våren.

    دو باری که خدا برای اسرائیلیان در صحرا بلدرچین فراهم کرد، در فصل بهار بود.

  • کرک

    noun
  • بدبده

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • ورتیج
    • وشم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vaktel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vaktel
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • بلدرچین

اضافه کردن

ترجمه های "vaktel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه