ترجمه "varighet" به فارسی

دوام, طی, مدت بهترین ترجمه های "varighet" به فارسی هستند.

varighet
+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • دوام

    noun

    Her kan du tilpasse varigheten på systemsignalet. Se kontrollmodulen « Tilgjengelighet » der du kan gjøre flere tilpasninger

    در اینجا می‌توانید دوام زنگ سیستم را سفارشی کنید. برای مثال ، برای سفارشی کردن بیشتر زنگ ، پیمانۀ کنترل » دستیابی‌پذیری « را ببینید

  • طی

    noun
  • مدت

    noun

    De varierer bare litt i støt varighet... og drivstoffbehovet er nesten identisk.

    یکم توی مدت زمان نیروی رانشی تفاوت دارن و میزان سوخت لازمشون هم تقریباً عین همه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " varighet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
اضافه کردن

ترجمه های "varighet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه