ترجمه "varm" به فارسی
گرم, garm, داغ بهترین ترجمه های "varm" به فارسی هستند.
varm
دستور زبان
Med høy temperatur
-
گرم
adjectiveNoen forkynnere smiler varmt og kommer med en vennlig hilsen.
برخی مبشّران لبخندی گرم و صمیمی دارند و به عابرین سلام میگویند.
-
garm
adjective -
داغ
adjectiveOvnen er nå så varm at de sterke mennene blir drept av flammene.
کوره آنقدر داغ است که مردان قوی به وسیلهٔ شعلههای آن کشته میشوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " varm " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "varm" با ترجمه به فارسی
-
چشمه آب گرم
-
گرم شدن · گرم کردن
-
ماده تاریک گرم
-
گرم
-
گرما
-
گرمای نهان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن