ترجمه "vis" به فارسی
هنازرف, دانا, خردمند بهترین ترجمه های "vis" به فارسی هستند.
vis
دستور زبان
-
هنازرف
adjective -
دانا
adjectiveDeres gjerninger viste at de tilhørte den tro og kloke slave.
آنها ثابت کردند که وابسته به غلام امین و دانا هستند.
-
خردمند
adjectiveDe ordene en vis person taler i stillhet, er å foretrekke framfor skrik fra en tåpe.
سخنان آرام یک شخص خردمند به فریادهای شخص احمق ترجیح داده میشود.
-
زنیر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vis " به فارسی
-
Glosbe Translate
عباراتی شبیه به "vis" با ترجمه به فارسی
-
مشاهده همه موارد
-
حضور آفلاین
-
برهنه کردن · مشاهده · معلوم کردن · نشان دادن · نما · نمایش · نمودن · چکامه · کشف کردن
-
مجموعه داستانهای هری پاتر
-
سنگ جادو · سنگ فلاسفه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن