ترجمه "vise" به فارسی

نشان دادن, برهنه کردن, مشاهده بهترین ترجمه های "vise" به فارسی هستند.

vise دستور زبان

folkesang [..]

+ اضافه کردن

نروژی بوک‌مُل-فارسی فرهنگ لغت

  • نشان دادن

    verb

    I stedet for å vise en gjenstand fra scenen skal jeg for første gang gjøre noe spesielt.

    به جای نشان دادن شیئی از روی صحنه، قصد دارم برای اولین بار کار بخصوصی را انجام دهم.

  • برهنه کردن

    verb
  • مشاهده

    noun

    Vi behøver ikke å vise tro på ting vi kan se.

    برای چیزهای قابل مشاهده نیازی به ایمان نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • معلوم کردن
    • نما
    • نمایش
    • نمودن
    • چکامه
    • کشف کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vise " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate

عباراتی شبیه به "vise" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vise" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه