ترجمه "Brandhout" به فارسی
هیزم, هیزم, هیمه بهترین ترجمه های "Brandhout" به فارسی هستند.
Brandhout
-
هیزم
nounEr was gebrek aan elektriciteit, water, brandhout en voedsel.
آنان با کمبود آب، برق، هیزم و غذا مواجه بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Brandhout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
brandhout
noun
neuter
دستور زبان
Hout, dienende om verbrand te worden.
-
هیزم
nounEr was gebrek aan elektriciteit, water, brandhout en voedsel.
آنان با کمبود آب، برق، هیزم و غذا مواجه بودند.
-
هیمه
noun -
hizom
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن