ترجمه "Brandnetel" به فارسی

گزنه, گزنه بهترین ترجمه های "Brandnetel" به فارسی هستند.

Brandnetel
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گزنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Brandnetel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

brandnetel noun feminine دستور زبان

-3. een harige plant die bij aanraking een brandend gevoel en zwelling veroorzaakt

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • گزنه

    noun

    سردهای از گزنهایان

    Maar daaronder zit er een wrange bijsmaak, zoals brandnetels of paardenbloem.

    ولی زیرش، یه طعم تند و تیز هست، شبیه گزنه و کاسنی.

عباراتی شبیه به "Brandnetel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Brandnetel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه