ترجمه "Brandpunt" به فارسی
کانون (هندسه), فوکوس, مركز بهترین ترجمه های "Brandpunt" به فارسی هستند.
Brandpunt
-
کانون (هندسه)
meetkunde
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Brandpunt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
brandpunt
noun
neuter
دستور زبان
-
فوکوس
noun neuter -
مركز
noun neuter -
کانون
Een kegelsnede met gegeven richtlijn en brandpunt, en door een punt
مخروطی با خط راهنما و کانون دادهشده از طریق یک نقطه
-
کانون عدسی
optica
اضافه کردن مثال
اضافه کردن