ترجمه "Echo" به فارسی

اخو, پژواک, پژواک بهترین ترجمه های "Echo" به فارسی هستند.

Echo

Echo (mythologie)

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخو

    Echo (mythologie) [..]

  • پژواک

    noun

    geluid

    Wanneer de echo van het koor luider wordt.

    وقتي که پژواک سرايندگان در محراب بلند ميشود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Echo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

echo noun verb masculine دستور زبان

een hoorbare terugkaatsing van een gemaakt geluid [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • پژواک

    noun

    Wanneer de echo van het koor luider wordt.

    وقتي که پژواک سرايندگان در محراب بلند ميشود.

  • Echo

اضافه کردن

ترجمه های "Echo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه