ترجمه "echt" به فارسی
واقعی, صحیح, درست بهترین ترجمه های "echt" به فارسی هستند.
echt
adjective
noun
adverb
masculine
neuter
دستور زبان
Zonder vervalsing of namaak. [..]
-
واقعی
Ik heb nog nooit een koe in het echt gezien.
تا منون من یک گاو واقعی ندیدم.
-
صحیح
adjectiveZe doet er echter goed aan ernaar te streven haar twee verplichtingen in evenwicht te houden.
کار صحیح این است که سعی کند میان هر دو تعهدِ خویشْ تعادل را حفظ کند.
-
درست
adjectiveAls ze ons geen echte baan geven, nemen we genoegen met een pijpbeurt.
اگه نتونند به ما يه کارِ درست و حسابي بدن, بايد بريم بميريم.
-
ترجمه های کمتر
- راستین
- واقعاً
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " echt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "echt" با ترجمه به فارسی
-
خوک
-
خرگوش صحرایی
-
سنجاقک
-
دارخزک
-
سوفماهیان
-
سفیدک پودری
-
کاکوتی
-
دارخزک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن