ترجمه "acteur" به فارسی
بازیگر, هنرپیشه, آکتریس بهترین ترجمه های "acteur" به فارسی هستند.
acteur
noun
masculine
دستور زبان
persoon [..]
-
بازیگر
nounHij is kelner, maar ook acteur.
او هم پیشخدمت است هم بازیگر.
-
هنرپیشه
nounکسی که در فیلم، تلویزیون، رادیو، تئاتر ایفای نقش میکند
Bijvoorbeeld, biologen en natuurkundigen zijn vaak bijna zo beroemd als acteurs.
مانند بیولوژیست ها و فیزیکدانها تقریبا به اندازه هنرپیشه ها مشهورند.
-
آکتریس
noun masculine -
آکتور
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " acteur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "acteur" با ترجمه به فارسی
-
جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن