ترجمه "actief" به فارسی

فعال, صیغه معلوم, فعالیت بهترین ترجمه های "actief" به فارسی هستند.

actief adjective noun neuter دستور زبان

met iets bezig zijnde [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • فعال

    Beweging uitdrukkend in plaats van een staat van zijn.

    Ik geef nog een voorbeeld van perceptie als een actief, constructief proces.

    بگذارید برای شما یک مثال دیگر از ادراک به عنوان فرآیندی فعال و تولیدی بزنم.

  • صیغه معلوم

    noun
  • فعالیت

    noun

    Net als Habakuk moeten we geestelijk waakzaam en actief blijven.

    مثل حَبَقُّوق باید هوشیاری و فعالیت روحانی خود را حفظ کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • آکتیو
    • روشن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " actief " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "actief" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "actief" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه