ترجمه "arbeid" به فارسی

کار, شغل, کار بهترین ترجمه های "arbeid" به فارسی هستند.

arbeid noun masculine دستور زبان

Iets dat gedaan dient te worden, een te verrichten taak. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    economie [..]

    Ze willen deel uitmaken van deze mondiale verdeling van arbeid.

    آنها میخواهند عضوی از تقسیمبندی جهانی نیروی کار باشند.

  • شغل

    noun

    arbeid (werken) in economische zin

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arbeid " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Arbeid
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کار

    noun

    thermodynamica

    Ze willen deel uitmaken van deze mondiale verdeling van arbeid.

    آنها میخواهند عضوی از تقسیمبندی جهانی نیروی کار باشند.

عباراتی شبیه به "arbeid" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arbeid" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه