ترجمه "arbeider" به فارسی
کارگر, عمله, كارگري بهترین ترجمه های "arbeider" به فارسی هستند.
arbeider
noun
masculine
دستور زبان
Iemand die voor een loon arbeid levert.
-
کارگر
nounHet duurde niet lang of er had zich een zwerm arbeiders rond de bushalte verzameld.
بعد نفر دوّم، سوّم تا این که چیزی نگذشت که ایستگاه پر از کارگر شد.
-
عمله
noun masculineJe bent een artiest, terwijl hij is gewoon een arbeider is?
فکر میکنی تو یه مبارز حرفه ای هستی و سیمو فقط یه عمله است ؟
-
كارگري
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " arbeider " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "arbeider" با ترجمه به فارسی
-
حزب کارگران و دهقانان نپال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن