ترجمه "arm" به فارسی

بازو, فقیر, درویش بهترین ترجمه های "arm" به فارسی هستند.

arm adjective noun masculine دستور زبان

lichaamsdeel [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازو

    noun

    De bovenste ledemaat, reikend van de schouder tot aan de pols en soms met inbegrip van de hand.

    De man had geen benen en slechts één arm.

    مرد بدون پا بود و فقط یک بازو داشت. مرد بدون پا بود و فقط یک بازو داشت.

  • فقیر

    adjective

    Niets of bijna niets bezittend.

    Hij was arm, maar hij leende geen geld van anderen.

    او فقیر بود، ولی از دیگران پول قرض نمی گرفت.

  • درویش

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • دست
    • meskin
    • اندام فوقانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arm " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "arm"

عباراتی شبیه به "arm" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "arm" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه