ترجمه "armband" به فارسی

بازوبند, دستبند بهترین ترجمه های "armband" به فارسی هستند.

armband noun masculine دستور زبان

Een sieraard, dat om de pols gedragen wordt.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازوبند

    noun masculine

    Een sieraard, dat om de pols gedragen wordt.

    Een zwarte armband om... of laten we de champagne knallen?"

    بازوبند مشکی ببندیم (از ناراحتی)، یا شامپاین باز کنیم (جشن بگیریم)؟

  • دستبند

    noun

    Iedere gast wordt geacht een veiligheid armband te dragen.

    از هر کدوم از مهمونا خواسته میشه که یه دستبند محافظتی رو به دستشون کنن.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " armband " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "armband"

اضافه کردن

ترجمه های "armband" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه