ترجمه "bank" به فارسی
بانک, نیمکت, bank بهترین ترجمه های "bank" به فارسی هستند.
bank
noun
masculine
دستور زبان
een meubelstuk met zitplaats voor meer dan één persoon [..]
-
بانک
nounبانک [..]
Mijn zuster werkt als secretaresse in een bank.
خواهرم به عنوان منشی در یک بانک کار می کند.
-
نیمکت
nounEen meubelstuk waar meer dan een persoon op kan zitten met een rugsteun en armsteun.
Ik zat op een bankje en mijn hart klopte in mijn keel.
و من آنجا روی یک نیمکت، نشسته بودم و قلبم بهسرعت میزد.
-
bank
noun feminine -
کاناپه
nounWe staan voor de bank en jullie twee zijn me aan het bedreigen.
ما جلوي کاناپه وايساديم ، و شما دوتا آدم بي شرف داريد منو تهديد مي کنيد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bank " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bank"
عباراتی شبیه به "bank" با ترجمه به فارسی
-
بانک تجاری
-
بانک
-
بانک مرکزی
-
بانک مرکزی اروپا
-
ایبان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن