ترجمه "beeldhouwer" به فارسی

قلم زن, مجسمه ساز, مجسمهساز بهترین ترجمه های "beeldhouwer" به فارسی هستند.

beeldhouwer noun masculine دستور زبان

een beoefenaar van de beeldhouwkunst [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • قلم زن

    noun masculine
  • مجسمه ساز

    noun masculine

    Een beoefenaar van de beeldhouwkunst.

    Ik ga vertellen waarom ik beeldhouwer geworden ben.

    قصد دارم که درباره اینکه چرا من مجسمه ساز شدم براتون بگم،

  • مجسمهساز

    noun

    kunstenaar die sculpturen maakt

    Een beeldhouwer hamert het metaal glad en hecht zijn goedkeuring aan het soldeerwerk.

    مجسمهساز فلز را با چکش صاف میکند و از لحیمکاری اظهار رضایت مینماید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " beeldhouwer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Beeldhouwer proper masculine دستور زبان

Beeldhouwer (sterrenbeeld)

+ اضافه کردن

"Beeldhouwer" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Beeldhouwer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "beeldhouwer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه