ترجمه "bejaarde" به فارسی

سالمندی, پير, پيرمرد بهترین ترجمه های "bejaarde" به فارسی هستند.

bejaarde

Iemand die een later stadium van het leven of een bepaalde leeftijd binnen dat stadium heeft bereikt. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالمندی

    Omdat geen enkele bejaarde ooit nog iets met me te maken wil hebben.

    چون هیچ سالمندی تو فاصله ی 10 متری من هم نمیاد

  • پير

    noun

    Ik zag een jongetje en een paar bejaarden schuilen.

    يه بچه رو ديدم که پيش يه جفت پير و پاتال قايم شده بود

  • پيرمرد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bejaarde " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bejaarde" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bejaarde" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه