ترجمه "bek" به فارسی
دهان, دهن, منقار بهترین ترجمه های "bek" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Uit de bek van dit drietal kwamen kikvorsen te voorschijn. ↔ از دهان این سه حیوان، قورباغههایی بیرون آمدند.
bek
noun
verb
masculine
دستور زبان
snavel van vogels [..]
-
دهان
nounUit de bek van dit drietal kwamen kikvorsen te voorschijn.
از دهان این سه حیوان، قورباغههایی بیرون آمدند.
-
دهن
noun masculineHij kijkt me aan en opent z'n bek.
وایساد ، تو چشمام زل زد ، و اون دهن کوچولوش رو باز کرد.
-
منقار
noun masculineDe onderste kaak van hun bek is flink verlengd.
آرواره پاييني منقار آنها خيلي کشيده است
-
ترجمه های کمتر
- نوک
- کلب
- کلنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bek" با ترجمه به فارسی
-
برکه · حوضه ساختاری · سنج · لگن خاصره
-
بزین
-
خفه شو · زر نزن
-
حوضه بسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "bek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Met je bek op de grond.
کُسا روي زمين قرار بگيرن!
Hou je bek, knul.
خفه شو بچه
Hou je klote bek.
خفه خون بگير
Hou je bek.
ميشه خفه شي ؟
Voordat je een kogel in je bek krijgt.
قبل از اينکه يه گلوله توي دهنت خالي کنم ، ميک