ترجمه "bek" به فارسی
دهان, دهن, منقار بهترین ترجمه های "bek" به فارسی هستند.
bek
noun
verb
masculine
دستور زبان
snavel van vogels [..]
-
دهان
nounUit de bek van dit drietal kwamen kikvorsen te voorschijn.
از دهان این سه حیوان، قورباغههایی بیرون آمدند.
-
دهن
noun masculineHij kijkt me aan en opent z'n bek.
وایساد ، تو چشمام زل زد ، و اون دهن کوچولوش رو باز کرد.
-
منقار
noun masculineDe onderste kaak van hun bek is flink verlengd.
آرواره پاييني منقار آنها خيلي کشيده است
-
ترجمه های کمتر
- نوک
- کلب
- کلنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bek" با ترجمه به فارسی
-
برکه · حوضه ساختاری · سنج · لگن خاصره
-
بزین
-
خفه شو · زر نزن
-
حوضه بسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن