ترجمه "binden" به فارسی

gereh zadan, اتصال, بستن بهترین ترجمه های "binden" به فارسی هستند.

binden verb دستور زبان

vastmaken (evt. figuurlijk) [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • gereh zadan

    verb
  • اتصال

    noun

    Eenmaal gebonden, neemt de kankercel het nanodeeltje op

    به محض اتصال، سلول سرطانی نانو ذره را جذب میکند،

  • بستن

    verb

    We werden gebonden en geblinddoekt en in aparte cellen gestopt.

    ما رو بستن و سرمون كيسه گذاشتن و داخل اتاق هاي انفرادي زنداني كردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " binden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "binden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "binden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه