ترجمه "blessure" به فارسی

ترومای حاد, زخم بهترین ترجمه های "blessure" به فارسی هستند.

blessure noun feminine دستور زبان

een verwonding die men door sportbeoefening heeft gekregen

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ترومای حاد

  • زخم

    noun

    Ik had mijn hele leven blessures, tot ik begin 40 jaar mijn schoenen weggooide

    من همه عمر پاهام زخم بودن، تا اینک در سن ۴۰سالگی کفشامو کنار گذاشتم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blessure " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blessure" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه