ترجمه "blijdschap" به فارسی
خوشبختی, شادی, سعادت بهترین ترجمه های "blijdschap" به فارسی هستند.
blijdschap
noun
feminine
دستور زبان
een aangename stemming [..]
-
خوشبختی
noun -
شادی
nounEn als hij het heeft gevonden, legt hij het vol blijdschap op zijn schouders.
و وقتی آن گمشده را یافت، آن را روی دوش خود میگذارد و شادی میکند.
-
سعادت
nounMijn blijdschap was zo groot dat ik zei te willen sterven.
سعادت و خوشحالی من به قدری زیاد بود که من میگفتم میخوام بمیرم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " blijdschap " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن