ترجمه "bot" به فارسی

استخوان, kond, استخون بهترین ترجمه های "bot" به فارسی هستند.

bot adjective noun masculine neuter دستور زبان

Ieder component van een skelet dat van been is. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    anatomie [..]

    We groeven en groeven en groeven, maar er was geen ander bot rondom.

    ما کندیم و کندیم و کندیم٬ اما هیچ استخوان دیگری آن اطراف نبود.

  • kond

    adjective
  • استخون

    noun neuter

    ) graat

    Dus u bent in de war door slaapgebrek en dat is het bot van mijn zoon niet.

    پس تو يکم کمبود خواب داري. و واقعا اين استخون پسرم نيست.

  • ترجمه های کمتر

    • ستخوان
    • ostechvān
    • بئ ادبانه
    • بوت
    • ناشنوا
    • پهنماهی
    • پوتین
    • چکمه
    • کر
    • کند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bot"

اضافه کردن

ترجمه های "bot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه