ترجمه "botanicus" به فارسی
گياه شناس, گیاهشناس بهترین ترجمه های "botanicus" به فارسی هستند.
botanicus
noun
masculine
دستور زبان
Een wetenschapper die de plantkunde beoefent.
-
گياه شناس
noun masculineEen wetenschapper die de plantkunde beoefent.
In die tuin werkte mijn moeder als botanicus.
اتفاق ديگه اي که افتاد ، اين بود که مادرم يه گياه شناس توي اون باغ بود ،
-
گیاهشناس
beroep
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " botanicus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "botanicus" با ترجمه به فارسی
-
باغ گیاه شناسی · باغ گیاهشناسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن