ترجمه "daar" به فارسی

آنجا, بدلیل, زیرا بهترین ترجمه های "daar" به فارسی هستند.

daar conjunction adverb

omdat [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • آنجا

    adverb

    Hij zat daar twee uur te zitten.

    او دو ساعت تمام در آنجا نشست.

  • بدلیل

    conjunction
  • زیرا

    conjunction

    Maar daar hebben we iets op gevonden, want we kunnen kunstmatige stekels produceren.

    اما البته ما می توانیم آن را حل کنیم، زیرا که ما می توانیم خارهای مصنوعی تولید کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • چون
    • چونکه
    • برای اینکه
    • به خاطر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " daar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "daar" با ترجمه به فارسی

  • به سلامتی · شادباش · ممنون
اضافه کردن

ترجمه های "daar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه