ترجمه "dagen" به فارسی
روز ترجمه "dagen" به فارسی است.
dagen
verb
noun
دستور زبان
dag worden
-
روز
nounTom, die de hele dag gewerkt had, wilde gaan rusten.
تام، که تمام روز را کار کرده بود، می خواست استراحت کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dagen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "dagen" با ترجمه به فارسی
-
روز
-
ruz · بای بای · بدرود · خدا حافظ · خدا نگهدار · خداحافظ · درود · روز · روزانه · سلام · سلام علیکم · شبانه روز · شبانَه روز · صبح بخیر · ظهر بخیر · عصر بخیر
-
امروزه
-
روز پیروزی
-
رستاخیز
-
اگر شخصی میخواهد تو را برای گرفتن جامهات (قبا)به محکمه بکشاند، ردای (عبا)خود را هم به او بده.
-
روز جهانی کارگ
-
قارعه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن