ترجمه "deelnemen" به فارسی
شریک, شرکت کردن, پیوستن بهترین ترجمه های "deelnemen" به فارسی هستند.
deelnemen
verb
دستور زبان
meedoen, meevoelen
-
شریک
nounWil je hier echt aan deelnemen?
یعنی میخوای توی کارهاشون شریک باشی ؟
-
شرکت کردن
verbDe Stasi zou geweten hebben wie deelnam aan dit protest.
و استاسی متوجه میشد که چه کسی در این تظاهرات شرکت کرده
-
پیوستن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deelnemen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن