ترجمه "deel" به فارسی
بخش, تکه, پاره بهترین ترجمه های "deel" به فارسی هستند.
deel
noun
verb
neuter
w
دستور زبان
een afsplitsing van een geheel [..]
-
بخش
noun wEen van de delen waarin men iets kan verdelen.
Ik wil dat jij er ook deel van uitmaakt.
مي خوام که تو هم بخشي از اون باشي.
-
تکه
noun wHet was mijn enige kopie — delen ervan.
این تنها کپی ای بود که داشتم — تکه هایی ازش.
-
پاره
noun wVermoedelijk een anker, waarvan de scherpe delen, gezicht en nek hebben geraakt.
يا خرده هاي يک آهن تيز صورت و گردن رو پاره کرده
-
ترجمه های کمتر
- جزء
- جلد
- قطعه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "deel"
عباراتی شبیه به "deel" با ترجمه به فارسی
-
ذره مجازی
-
ذرات بنیادی
-
دوگانگی موج و ذره
-
ذرات زیراتمی
-
برنامه اشتراک گذاری پرونده
-
اشتراک گذاری · تقسیم · سهم · شریک شدن · شکافتن
-
بخش بر صفر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن