ترجمه "delen" به فارسی
تقسیم, اشتراک گذاری, سهم بهترین ترجمه های "delen" به فارسی هستند.
delen
verb
noun
دستور زبان
samen met een ander gebruiken [..]
-
تقسیم
nounWij schijnen dus toch gezamenlijke interesses te delen.
ظاهراً جفتمون برای تقسیم یه انگیزه مشترک کار میکنیم.
-
اشتراک گذاری
Ik moest een manier vinden om mijn ervaring rechtstreeks met anderen te delen.
من احتیاج به راهی برای اشتراک گذاری مستقیم تجربیات داشتم.
-
سهم
nounWe lezen daar dat de Israëlieten „de ellendige en de inwonende vreemdeling” moesten laten delen in de oogst.
اسرائیلیان میباید هنگام حصاد به فقیران و غریبهها اجازه میدادند در برداشت محصول سهم داشته باشند.
-
ترجمه های کمتر
- شریک شدن
- شکافتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " delen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "delen" با ترجمه به فارسی
-
ذره مجازی
-
ذرات بنیادی
-
دوگانگی موج و ذره
-
ذرات زیراتمی
-
برنامه اشتراک گذاری پرونده
-
بخش · تکه · جزء · جلد · قطعه · پاره
-
بخش بر صفر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن