ترجمه "doen" به فارسی

کردن, كردن, گذاشتن بهترین ترجمه های "doen" به فارسی هستند.

doen verb noun neuter دستور زبان

een actie ondernemen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • کردن

    verb

    Ik zal doen wat ik kan om te helpen.

    برای کمک کردن، من هر کاری که قادر باشم را انجام خواهم داد.

  • كردن

    verb

    Ze probeerden goed te doen, en eindigden met kwaad te doen.

    سعي كردن خوب باشن و اخرشون با بدي شد.

  • گذاشتن

    verb

    Het is niet zo dat je er dan geen onderzoek meer naar kunt doen.

    این به معنای کنار گذاشتن علم در این مقوله نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • کَردَن
    • کُن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " doen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "doen" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "doen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه