ترجمه "donut" به فارسی
دونات, پیراشکی بهترین ترجمه های "donut" به فارسی هستند.
donut
-
دونات
nounAls ik een gewone patiënt was, zouden jullie beide nu in de lounge, donuts eten.
اگه من يه بيمار معولي بودم ، الان داشتين توي سالن استراحت داشتين دونات ميخوردين.
-
پیراشکی
nounMijn advies is om donuts mee te nemen.
نصیحت من اینه پیراشکی ببری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " donut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن