ترجمه "dood" به فارسی

موت, مرگ, مرده بهترین ترجمه های "dood" به فارسی هستند.

dood adjective noun verb adverb masculine دستور زبان

de toestand na het leven [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • موت

    noun

    Einde van het leven.

    En de dood en Hades werden in het meer van vuur geslingerd.

    و موت و عالم اموات بدریاچهٔ آتش انداخته شد.

  • مرگ

    noun

    از گیتی رفتن، از بین رفتن زندگی [..]

    De dood van één persoon is een tragedie; de dood van miljoenen is statistiek.

    مرگ یک انسان تراژدی است اما مرگ میلیونها انسان، آمار است.

  • مرده

    noun masculine

    Het zoogdier is dood.

    این پستاندار مرده است.

  • وفات

    noun masculine

    Einde van het leven.

    Tot deze personen die al in Sjeool sliepen, werd Abraham dus bij zijn dood vergaderd.

    ابراهیم نیز وقتی وفات یافت در گور به آنان ملحق شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dood " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dood"

عباراتی شبیه به "dood" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dood" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه