ترجمه "element" به فارسی
عنصر, آخشیج, درایه بهترین ترجمه های "element" به فارسی هستند.
element
noun
neuter
دستور زبان
Een stof bestaande uit atomen met hetzelfde atoomnummer; voorbeelden zijn waterstof, goud en ijzer. [..]
-
عنصر
nounElke kleur, stip, elke regel is een element van het weer.
هر رنگ ، نقطه، و هر یک خط عنصر آب و هوا است.
-
آخشیج
noun -
درایه
noun neuter
-
ترجمه های کمتر
- عناصر چهارگانه
- عنصر شیمیایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " element " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Element
Element (oudheid)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Element" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Element در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "element" با ترجمه به فارسی
-
عنصر · عنصر شیمیایی
-
عناصر متحرک ژنتیکی
-
عنصر شیمیایی
-
سلول گالوانیکی
-
عناصر داستان
-
عنصر تک هسته
-
عنصر تک ایزوتوپ
-
عنصر وارون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن