ترجمه "erf" به فارسی
حياط, محوطه (حیاط) بهترین ترجمه های "erf" به فارسی هستند.
erf
noun
verb
neuter
دستور زبان
-
حياط
nounEr loopt er een op m'n erf, maar of die wat voorstelt?
يکي تو حياط پشتي هست ، اما زياد ماهر نيست.
-
محوطه (حیاط)
gebied rond huis, met opstallen
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "erf" با ترجمه به فارسی
-
به ارث بردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن