ترجمه "erfgenaam" به فارسی
وارث, وارِث بهترین ترجمه های "erfgenaam" به فارسی هستند.
erfgenaam
noun
masculine
دستور زبان
man die andermans bezittingen of titel(s) erft
-
وارث
nounToen hij weer erfgenaam was, wilde ze hem terug.
و وقتي که دوباره وارث شد ، ميخواست که برگرده.
-
وارِث
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " erfgenaam " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن