ترجمه "gelijktijdig" به فارسی

معاصر, همزمان, در آن واحد بهترین ترجمه های "gelijktijdig" به فارسی هستند.

gelijktijdig adjective adverb دستور زبان
+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • معاصر

    adjective
  • همزمان

    Om gelijktijdig aan te vallen vanaf het water en vanop het land.

    يه حمله ي چندجانبه ي همزمان از زمين و دريا

  • در آن واحد

    adverb

    moet je geest gelijktijdig in twee staten zijn.

    اگه در موردش فکر کنید، لازمه ذهنتون در آن واحد در دو حالت باشه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gelijktijdig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "gelijktijdig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه