ترجمه "geloof" به فارسی
ایمان, باور, دین بهترین ترجمه های "geloof" به فارسی هستند.
geloof
noun
verb
neuter
دستور زبان
Wat iemand voor waar aanneemt; een feit, mening of bewering als reëel of waar beschouwen ondanks gebrek aan sterk bewijs of kennis. [..]
-
ایمان
noun neuterاعتقاد یا باور
Op zulke momenten kreeg ze soms de kans anderen over haar geloof te vertellen.
او چند بار فرصت یافت تا ایمان خود را به دیگران توضیح دهد.
-
باور
noun neuterKinderen geloven wat hun ouders ze vertellen.
کودکان آن چیزی را که والدینشان به آنها می گویند باور خواهند کرد.
-
دین
noun neuterZij die het ware geloof beoefenen, tonen ook liefde voor anderen.
انسانهایی که از دین حقیقی برخوردار میباشند نیز به دیگران محبت میورزند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geloof " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geloof" با ترجمه به فارسی
-
باور مذهبی
-
اعتقاد · باور کردن · فکر کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن