ترجمه "geluid" به فارسی
صدا, آواز, ونگ بهترین ترجمه های "geluid" به فارسی هستند.
geluid
noun
particle
neuter
دستور زبان
trillingen in de lucht of andere substantie die door het oor waargenomen kunnen worden [..]
-
صدا
nounMaar sta eens een ogenblik stil bij het idee dat geluid een vorm heeft.
اما برای یک لحظه در نظر بگیرید که صدا فرم و شکل دارد.
-
آواز
noun neuterHoe kunnen we bijdragen aan het „luide gejuich” waarmee we in augustus Jehovah gaan loven?
چگونه میتوانیم طی ماه اوت در این فعالیت شرکت کرده، با ‹آواز بلند یَهُوَه را تسبیح خوانیم›؟
-
ونگ
noun -
نوفه
noun neuter
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " geluid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "geluid" با ترجمه به فارسی
-
تنبل · تَنبَل · لس · مردم · مَردُم
-
گفتن
-
تَنبلئِ چشم
-
بربط · لوت
-
صدا دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن