ترجمه "lui" به فارسی
تَنبَل, تنبل, لس بهترین ترجمه های "lui" به فارسی هستند.
lui
adjective
noun
دستور زبان
werkschuw, niet houden van inspanning of werk [..]
-
تَنبَل
-
تنبل
adjectiveIJverige mensen zijn niet lui, maar ze zijn ook geen workaholics.
شخص سختکوش نه تنبل است و نه معتاد به کار.
-
لس
adjective
-
ترجمه های کمتر
- مردم
- مَردُم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lui " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lui" با ترجمه به فارسی
-
خوزه لوئیز رودریگز زاپاترو
-
لویی پنجم پادشاه فرانسه
-
آواز · صدا · نوفه · ونگ
-
پوشک
-
گفتن
-
تَنبلئِ چشم
-
خورخه لوئیس بورخس
-
پوشاک بچه · پوشک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن