ترجمه "getrouwd" به فارسی

شوهردار, عروسیکرده, متأهل بهترین ترجمه های "getrouwd" به فارسی هستند.

getrouwd adjective particle دستور زبان

voltooid deelwoord van trouwen [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • شوهردار

    adjective
  • عروسیکرده

    adjective
  • متأهل

    adjective

    Als getrouwde man wist hij dat het ongepast was romantische aandacht te hebben voor andere vrouwen.

    او به عنوان شخصی متأهل میدانست که ابراز علاقهٔ بیش از حد به زنان دیگر، عملی ناشایست است.

  • متاهل

    adjective

    We hadden een affaire terwijl hij getrouwd was.

    وقتي که متاهل بود با هم عشقبازي ميکرديم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " getrouwd " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "getrouwd" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "getrouwd" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه