ترجمه "trouwen" به فارسی
ازدواج کردن, ازدواج, زناشويي بهترین ترجمه های "trouwen" به فارسی هستند.
trouwen
verb
noun
دستور زبان
het aangaan van een officiële verplichting tussen twee personen om voor elkaar te zorgen [..]
-
ازدواج کردن
verbIk vraag mij af of ze getrouwd is.
از خودم میپرسم آیا او ازدواج کرده است.
-
ازدواج
nounMijn dochter is van plan te trouwen in juni.
دخترم درنظر دارد در ماه جون ازدواج کند.
-
زناشويي
Lieverd, je was 22 jaar getrouwd.
عزيزم ، تو 22 سال زندگي زناشويي داشتي
-
پیوند
verbJezus zei dat man en vrouw na hun trouwen „niet langer twee, maar één vlees” zijn.
عیسی در توصیف پیوند زناشویی گفت: ‹مرد و زن یک تن میشوند.›
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " trouwen " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "trouwen" با ترجمه به فارسی
-
ازدواج غیابی
-
شوهردار · عروسیکرده · متأهل · متاهل
-
تعهد · عروسی · وفاداری
-
باهام ازدواج کن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن