ترجمه "gezet" به فارسی

ستبر, فربه, چاق بهترین ترجمه های "gezet" به فارسی هستند.

gezet adjective particle دستور زبان

Rond en dik.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • ستبر

    adjective
  • فربه

    adjective
  • چاق

    adjective

    Ze hadden kunnen zeggen: "Deze stad is zo zwaar dat de burgemeester ze op dieet heeft moeten zetten."

    میتوانستند بگویند که، « این شهر چنان چاق است که شهردار باید آنها را به رژیم گرفتن وادرار کند.»

  • کلفت

    adjective

    Ik zet mijn hardste jongens vannacht bij de kliniek.

    امشب گردن کلفت ترين آدمام رو ميذارم براي نگهباني از بيمارستان.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " gezet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "gezet" با ترجمه به فارسی

  • zet
    زد · زی
  • سر هم کردن · مونتاژ
  • حروفچینی · ورقکاری
  • ستبر · کلفت
  • تهيه ديدن
  • تهيه ديدن
  • neshastan · مكان · نشستن · نشلیدن · نهادن · هشتن · وایسوندن · گذاشتن
اضافه کردن

ترجمه های "gezet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه