ترجمه "zet" به فارسی
زد, زی بهترین ترجمه های "zet" به فارسی هستند.
zet
noun
verb
common
دستور زبان
-
زد
nounDe Onafhankelijkheidsoorlog trof ons vreselijk, zette families tegen elkaar op en buurman tegen buurman.
جنگ استقلال ضربه ای کاری به ما زد، خانواده را علیه خانواده کرد، همسایه را علیه همسایه.
-
زی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " zet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "zet" با ترجمه به فارسی
-
سر هم کردن · مونتاژ
-
ستبر · فربه · چاق · کلفت
-
حروفچینی · ورقکاری
-
تهيه ديدن
-
تهيه ديدن
-
neshastan · مكان · نشستن · نشلیدن · نهادن · هشتن · وایسوندن · گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن