ترجمه "graan" به فارسی

غلات, خرمن, ذرت بهترین ترجمه های "graan" به فارسی هستند.

graan noun neuter دستور زبان

Eetbare, harde zaden van de grasfamilie (Graminae) bruikbaar als voedsel voor de mens en zijn vee.

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • غلات

    En weer anderen aan teveel bewerkt graan en zetmeel.

    برخی هم فکر میکنند بخاطر نشاسته و غلات تصفیه شده است.

  • خرمن

    noun
  • ذرت

    noun neuter

    In het begin misschien ananassen en bonen en graan.

    در مرحله اول، شاید آناناس ها و لوبیا ها و ذرت ها،

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " graan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "graan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه