ترجمه "gracht" به فارسی
خندق, آبراه, کانال بهترین ترجمه های "gracht" به فارسی هستند.
gracht
noun
masculine
دستور زبان
-
خندق
nounZie je de karavaan al voor je die zich buiten de stadsmuren en gracht van Ur had opgesteld?
کاروانهایی را تصوّر کنید که بیرون دیوار و خندق شهر اور جمع شده بودند.
-
آبراه
nounWe vonden hem in een gracht met een keukenmes in de rug.
ما اون رو تو يه آبراه پيدا کرديم که يه چاقو هم به پشتش خورده
-
کانال
nounNet zoals bij een gracht rondom een kasteel, breidt dit systeem van grachten... zich uit over de gehele hoofdstad ten noorden van de rivier.
مانند يک نوار ساحلي ، شبکه کانال ها... پايتخت رو به طور کامل در شمال رودخانه محاصره کردند
-
پارگین
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " gracht " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "gracht"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن