ترجمه "haar" به فارسی

مو, او, mu بهترین ترجمه های "haar" به فارسی هستند.

haar pronoun noun feminine neuter دستور زبان

Behorende tot haar. [..]

+ اضافه کردن

هلندی-فارسی فرهنگ لغت

  • مو

    noun

    zoogdier

    De laatste stap van het proces is dat de huid verschrompelt en haar verschijnt.

    در آخرین مرحله این فرآیند، پوستشان باز می شود و مو بر بدنشان جوانه می زند.

  • او

    adjective

    Mijn jongere zus vroeg mij haar te leren skiën.

    خواهر کوچک تر از خودم از من خواست اسکی به او بیاموزم.

  • mu

    noun neuter
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " haar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "haar"

عباراتی شبیه به "haar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "haar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه