ترجمه "haard" به فارسی
اجاق, بخاری, شومينه بهترین ترجمه های "haard" به فارسی هستند.
haard
noun
masculine
دستور زبان
een plaats in de woning bedoeld om er een vuur te branden
-
اجاق
noun masculineZe kwamen bijeen rond een haard of kampvuur,
اونها با همدیگه دور اجاق یا آتش جمع میشدند،
-
بخاری
noun masculine -
شومينه
noun masculineWie is het extra lijk in de open haard?
پس جسد ديگه مون که توي شومينه بوده کيه ؟
-
گلخن
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " haard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "haard" با ترجمه به فارسی
-
شومینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن