ترجمه "heer" به فارسی
مرد, آقا, جنتلمن بهترین ترجمه های "heer" به فارسی هستند.
Een beleefde term om te verwijzen naar een man. [..]
-
مرد
nounJij en die heer daar gaan me vanavond trakteren op een grote avond van beelden.
تو و مرد چيني بايد منو در شب بزرگ به نمايش ببريد.
-
آقا
noun masculineEen beleefde term om te verwijzen naar een man.
Die heer daar wil wijn met je drinken.
اون آقايي که اونجان ميخوان بريد باهاشون شراب بخوريد.
-
جنتلمن
noun masculineIk ben geen heer, nee, maar ik heb geld.
من جنتلمن نيستم ، نه ، ولي پول دارم.
-
ترجمه های کمتر
- شاه
- لرد
- لودی
- مَرد
- کدخدا
- کدیور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " heer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
de christelijke aanduiding voor God [..]
"Heer" در فرهنگ لغت هلندی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Heer در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "heer"
عباراتی شبیه به "heer" با ترجمه به فارسی
-
لرد ولدمورت
-
پدر
-
خانمها و آقایان